|
سلاااااااااام برو بکس جیجلی... دیشب تفلدم بود
مرسییییییییییییییی خوشم اومد خوب خودتون چطولین؟ دلم براتون خیلی تنگیده بود اخه خیلی این چند روزه کار داشتم باید خونه رو تمیز میکردیم ولی خداییش جاتون خالی بود کلی زدیم انقدر صدای ضبط زیاد بود که ساعت از رو تل افتاد شیکست ولی شانس اوردیم نازی بود و یه جوری سر همش کرد
+ نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد1387 14:22 توسط ღღღ¸.•*´¨غزل¨`*•.ღღღ |
سلام به همه دوستای گوگولی خودم. راستشو بخواین خسته شدم از عشقولانه نویسی تو یسما خوب چی بگم؟ اهان بذار یه جک بگم: یه یارو باباش میمیره بهش میگن مراسم میگیری؟ میگه نه میریم مشهد خوب میدونم زیاد خنده نداشت ولی بخند شاد شی دکترا میگن زیاد بخندین حالا بگذریم دیروز عسل بهم زنگ زد بذارین از خانواده غزلیا بگم: اگه از بکس یسما باشین میدونین 2 روزه که به خونوادمون یه خمپس خوب بذگریم امروز چون دفعه اوله میخوام از این اپا بکنم به مخم چیزی الهام نمیشه البته به شرطی من میتونم که شماها پشتمو خالی نکنین . چه فلسفی حرفیدم..... خوب بسه دیگه فعلا خدافووووووووووووووووز + نوشته شده در جمعه 11 مرداد1387 21:48 توسط ღღღ¸.•*´¨غزل¨`*•.ღღღ |
|
| ||||||